تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
زمان سنج
به عشق صاحب الزمان

روایت عشق (ماجرای ازدواج مادر امام زمان (عج)) حتما بخونید

 

قصر يشوعا فرزند قيصر روم:

قريب سيزده سال بود كه در اين خاندان با عظمت زندگي مي كردم ملكه دختر يشوعايي بودم كه فرزند قيصر روم بود و مادرم از فرزندان شمعون بن الصفا وصي حضرت عيسي بود.جدم قيصر علاقه زيادي به من داشت و در سالهايي كه دختركان بويي از علم و تحصيل نمي بردند بهترين اساتيد را از جاي جاي دنيا برايم مهيا مي ساخت و زبان هاي فرنگي و عربي و . . . را برايم تعليم مي دادند.تا آنجا كه عربي را بهتر از زبان خودم آموخته بودم.

روزگار به نوار هميشگي اش طي مي شد تا آنكه جدم تصميم گرفت مرا به عقد فرزند برادر خود در بياورد پس محل مناسبي در قصر آماده كرد و تخت مجلل و با شكوهي كه در پادشاهي خود به انواع جواهر زينت داده شده بود را در راس آنجا نهاد و آن تخت را بر چهار پايه تعبيه نمود.بت ها و چيليپاهاي خود را بر بلنديهايي قرار داد  و از نسل حواريان عيسي و از علما ي نصارا و عباد ايشان سيصد نفر، از صاحبان قدر و منزلت هفتصد نفر، از امراي لشكر و سرداران نظامي و سركرده هاي قبايل چهار هزار نفر را دعوت نمود.

همه چيز آماده بود تا ملكه اي زيبا به خانه اي مجلل از براي پسر بردار قيصر روانه شود.پس مرا در پس حجاب ها نهادند و پسرك را بر تخت نشاندن.قصر در سكوتي عجب فرياد مي زد و گويي همگي منتظر شروع مراسم بودند كه صداي كشيش قفل سكوت مجلس را شكست.كشيشان ، انجيل ها را به دست گرفتند و خواندن از سر گرفتند كه به ناگاه تمام قصر لرزيد و چيليپاها سرنگون شدند و پايه ي تخت شكست و تخت بر زمين افتاد و طفلي پسرك از تخت پرت شد و بيهوش به كناري افتاد.ديگر رنگ به رخسار كسي نمانده بود. ديدم بزرگ كشيش ها با ترس عجيبي به نزد جدم رفت و گفت: اي پادشاه! ما را معاف دار از چنين امري كه به سبب آن نحوستهايي روي داد كه دلالت مي كند به اين كه دين مسيح به زودي زايل مي شود. اما جدم نپذيرفت و اين امر را به فال بد دانست و دستور داد تا تخت را دوباره علم كنند و چيليپاها را سر جاهايشان بگذارند و مراسم از سر گيرند ولي اين بار برادر آن پسرك را به جاي او داماد كنند.پس چنين كردند و مراسم اين بار در سكوتي وحشتناك تر از پيش آغاز شد.خداي من اين بار هم تا كشيش سخن آغاز كرد مجدد ستونهاي قصر لرزيد و همان اتفاق دوباره تكرار شد و قيصر سخت به خشم آمد و به حرمسرا بازگشت و مردم نيز متفرق شدند.

روز با تمام ماجراهايش گذشت و شب لبخندي به روي گريانم زد و مرا در خواب، آرامشي گرفت كه به ناگاه ديدم مسيح با حواريين جمع شدند و منبري از نور مهيا ساختند كه از رفعت بر آسمان بلندي مي كرد و در همان موضعي نهادند كه قيصر تخت را گذاشته بود.گويي قرار بود مراسمي در اينجا به نمايش گذاشته شود.حيران احوال آن بودم كه درب هاي قصر باز شد و نوري چشمانم را به تباهي كشاند و خوب كه ديده دوختم پيغمبر اسلام را همراه وصي و داماداش علي(ع) با جمعي از امامان و فرزندان بزرگوارشان يافتم كه قصر را با قدوم خود منور ساختند.

حضرت مسيح به رسم ادب به استقبال آمد و بعد از لحظاتي كه در جاي خود مستقر شدند پيامبر اسلام فرمود:يا روح ال... آمده ام كه ملكه فرزند وصي تو، شمعون الصفا را براي اين فرزند سعادتمندم خواستگاري كنم كه تا انگشت اشاره حضرت به امام حسن عسكري نظر افكند گويي خوشبختي را در دو قدمي كوچه هاي زندگيم يافتم و در دل اشك شوق  ريختم.

حضرت عيسي به شمعون اشاره نمود و فرمود: شرف دو جهاني به تو رو آورده پيوند كن با آل محمد كه سعادت در اين خانه است. شمعون هم با لبخندي از رضايت قلبي فرمود: پيوند كردم.پس پيامبر را ديدم كه به بالاي منبر رفت و خطبه اي فرمودند و خود مسيح مرا به حضرت حسن عسكري عقد بستند و اين پيوند عظيم را سخت گرامي داشتند.

چون از خواب بيدار شدم از بيم كشته شدنم هرگز لب به سخن از اين باب نگشادم ولي فوران آتش عشق درون سينه ام بيداد مي كرد و هر روز حال و روزم را به كاهي مي كشاند و غذا را برايم حرام مي كرد.ديگر در شهر طبيبي نبود كه به قصر ما نيامده باشد و اميدي نبود كه نااميد نشده باشد.لذا جدم بعد چند روزي به نزدم آمد و گفت: دختر نازم ، نور چشم من، آيا در خاطرت ، در دنيا آرزويي هست تا به عمل آورم؟

گفتم : اي جد من! درهاي فرح را بر روي خود بسته مي بينم، اگر شكنجه و آزار اسيران مسلمانان را از زندان مي تواني دفع كني و زنجيرها را از ايشان برداري و آزادشان نمايي، اميدوارم كه حضرت تعالي، حضرت مسيح و مادرش، عافيتي به من عنايت كنند.چون چنين كرد اندك صحتي از خود ظاهر ساختم و كمي لب به غذا زدم كه قيصر از فرط خوشحالي ديگر اسيران مسلمان را عزيز داشت.

آري بعد چهار شب، در خواب بهترين زنان عالم را با هزاران كنيز از حوريان بهشتي ديدم كه به ديدار من آمدند.مريم مقدس را ديدم كه چند قدمي به نزدم آمد و فرمود: اين خانم مجلله و بلند والا را مي شناسي؟ او مادر شوهر تو فاطمه زهرا از بهترين زنان عالم است.پس به دامنش افتادم و سخت گريستم و شكايت كردم از امام حسن عسكري كه از ديدن من ابا دارد و به نزد من نمي آيد. آن حضرت لب به سخن گشود و فرمود: فرزند من چگونه به ديدن تو آيد و حال آنكه به خدا شرك مي آوري و بر مذهب ترساياني ؟ اينك خواهرم دختر عمران ، مريم بيزاري مي جويد به سوي خدا از تو، اگر ميل داري كه حق تعالي و حضرت مسيح و مريم از تو خشنود گردند و حضرت حسن عسكري به ديدن تو بيايد پس بگو:

« اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله » چون اين جملات را به زبان جاري نمودم حضرت زهرا مرا به سينه چسباند و دلداري داد و فرمود: اكنون منتظر آمدن فرزندم باش كه من ، او را به سوي تو مي فرستم.

بيدار كه شدم مرتب آن كلمات را تكرار كردم و انتظار به ملاقات حسن عسكري برايم چند برابر شده بود.تا اينكه شب هنگاك دوباره در عالم خواب درب هاي خوشبختي خود  را گشوده يافتم كه اين بار جمال زيباي حضرت حسن عسكري همچون آفتابي درخشان درخشيد. تا ديده به جمالش دوختم گفتم: بعد از آن كه دلم را اسير محبت خود كردي چرا از مفارقت جمال خود مرا چنين جفا دادي؟ فرمود: دير آمدن من علتي جز مشرك بودنت نداشت حال كه مسلمان شدي هر شب به نزد تو خواهم آمد تا آن زمان كه اراده خدا به زندگي ظاهري ما هم مبدل گردد.

آري از آن شب پيوسته به ديدنم مي آمد و شب ها به عشق ديدن رخسارش به خوابي ناز مي رفتم كه به ناگاه در يكي از آن شب ها كه به نزدم آمد فرمود:در فلان روز جدت لشكري بر سر مسلمانان خواهد فرستاد و خود از عقب خواهد رفت، تو خود را در ميان كنيزن او و خدمتكاران بينداز به هيئتي كه تو را نشناسند و از پي جد خود روانه شو و از فلان راه برو.

من نيز چنين كردم. در راه بودم كه طليعه لشكر مسلمانان به ما برخوردند و ما را اسير كردند.آري شخصي به نام عمرو بن يزيد نخاس مرا همرا خود با كاروان اسيران راهي بغداد نمود تا در روزي معين در بازار برده فروشان بفروشد بي خبر از آنكه من كيستم و از چه به اين سرنوشت افتادم.در راه نيز نامم را پرسيد و چون گفتم نرجس گفت اين نام رومي نيست و بايد عرب باشي پس براستي مرا كنيز پنداشت و از آنجا كه زبان عربي را به خوبي مي دانستم هيچ شكي به من نكرد و ماجرا را به قلم و اراده خدا به پيش برد.

سامرا خانه امام علي نقي (ع):

روزي در خانه بودم كه ديدم درب خانه ام را مي زنند.سريع درب را گشودم ديدم كافور خادم امام هادي (ع) است .تا مرا ديد گفت: مولاي ما حضرت ابي الحسن علي بن محمد تو را به نزد خود مي خواند.

من كه سالها در همسايگي حضرت خانه داشتم و از اولاد انصار و پيروان حضرت بودم بي درنگ روانه خانه حضرت شدم.بعد از سلام و احوال پرسي حضرت فرمود: بشر از انيكه محبت تو به خاندان ما ثابت شده مي خواهم سري را برايت بيان كنم و تو را پي خريدن كنيزي بفرستم.

از اينكه اعتماد حضرت را جلب نموده بودم سخت خرسند بودم.اين بود كه ابراز تمايل نمودم و سراپا گوش شدم براي ماموريت حضرت.ديدم حضرت نامه اي به خط و زبان رومي نوشت و بر آن مهر زد و همراه 220 اشرفي مقابل من نهاد و فرمود: اين پول را بگير و راهي بغداد شو.در فلان روز در معبر فرات حاضر شو كه بني عباس اسيراني را خواهند آورد كه اندك شماري از آنان عرب باشند.چون كاروان اسيران رسيد نزد شخصي به نام عمرو بن يزيد نخاس راهي شو.خواهي ديد كه او كنيزي زيبا كه دو جامه حرير به تن دارد را با چنان صفات جمالي ظاهر خواهد نمود.كه آن كنيز ابا كند از آن كه او را بر خريداران عرضه كنند.بسيار در اذيت باشد از اين همه چشم و چون كسي دست به لمس كردن او دراز كند هرگز خود را در مقابل او قرار نخواهد داد و مدام به زبان رومي زير لب چيزي مي گويد .بدان كه نواي لبان او اين است و مي گويد: واي كه پرده عفتم دريده شد.

پس يكي از خريداران محو عفت او شود پس مبلغ 300 اشرفي را پيشنهاد دهد پس دخترك به زبان عربي به آن مرد خواهد گفت: اگر در آيي به زي سليمان بن داوود و به حشمت ملك او، مرا در تو رغبتي پيدا نشود، پس بر مال خود بترس.

برده فروش خطاب به دخترك خواهد گفت چاره چيست؟ناچارم

دخترك گويد: چه تعجيل مي كني مشتري خواهد آمد كه دل من به او اعتماد كند و تو نيز به سود خود خواهي رسيد.

چون اين جمله را شنيدي به نزد عمرو بن يزيد برده فروش برو و به او بگو مرا دست خطي است از يكي از اشراف كه به زبان رومي نگاشته است كه بزرگي و جلال خود را به زبان رومي در آن نامه وصف نموده است پس از او بخواه نامه را به آن كنيزك برساند اگر ميل به صاحب نامه نمود بگو من از جانب او وكيلم  و آن كنيز را خواهم خريد.

آري با شنيدن اين سخنان دريافتم كه ماموريت مهمي در پيش دارم و جاي هيچ تاملي نيست پس به سرعت به سوي بغداد به راه افتادم.و در روز موعود در آن محلي كه مولايم فرموده بود حاضر شدم.خدا گواه است كه آنچه را مولايم فرموده بود رخ داد و من نيز اوامر مولايم را انجام دادم.وقتي نامه به آن كنيز رسيد ديدم سخت گريست و مدام دست خط  نامه را مي بوسيد و سپس به عمرو بن يزيد گفت: مرا به صاحب اين نامه بفروش و مدام قسم مي داد و مي گفت: به خدا كه اگر ابا كني به فروختن من به صاحب نامه، خود را خواهم كشت.عاقبت برده فروش بعد از چانه زدنهاي بسيار بر سر بهاي دخترك حاضر شد 220 اشرفي او را بفروشد پس من نيز پول را به او دادم و دخترك را خريدم.چشمان ابري دخترك تمناي شكر از خدايي جليل مي نمود و قدم به قدم پنهاني نامه را مي بوسيد و به چشمش مي گذاشت.حيران احوال او بودم. از او خواستم كه ماجرايش را برايم تعريف كند و اينكه چرا ميل به فروش خود در قبال اين نامه نمود كه دخترك همه ماجرا را برايم تعريف كرد.

با هم رهسپار خانه مولايم شديم.طفلي دخترك شرم و حيا را در اشك شوق آميخته بود و پشت درب خوشبختي فرياد تشكر از خدا را مي كشيد كه درب خانه باز شد و باهم وارد بيت شديم.حضرت تا دخترك را ديد فرمود: خداوند سبحان چگونه دين اسلام و مذلت دين نصاري و شرف و بزرگواري پيامبر اسلام و اهل بيتش را براي تو رقم زد؟ دخترك فرمود: چگونه وصف كنم براي تو اي فرزند رسول خدا ، چيزي را كه تو بهتر از من مي داني.حضرت فرمود: مي خواهم تو را گرامي بدارم.كدام يك نزد تو بهتر است؟ اين كه ده هزار اشرفي به تو بدهم يا تو را بشارتي بدهم به شرف ابدي؟

دخترك فرمود: بلكه بشارت شرف مي خواهم و مال نمي خواهم.

حضرت فرمود: بشارت باد بر تو فرزندي كه پادشاه مشرق و مغرب عالم گردد و زمين را پر از عدل و داد كند. بعد از آنكه پر از ظلم و جور شد.

دخترك لبخندي به لبش نقش بست و زير لب فرمود: اين فرزند از چه كسي به عمل خواهد آمد؟

حضرت فرمود: از همان كسي كه پيغمبر تو را براي او خواستگاري كرده. حضرت مسيح و وصي او تو را به عقد چه كسي در آورده؟

دخترك سر به زير انداخت و زير لب فرمود: به عقد فرزند تو امام حسن عسكري (ع)

حضرت فرمود: او را مي شناسي؟

گفت: از شبي كه به دست بهترين زنان عالم مسلمان شدم شبي نگذشته است كه او به ديدن من نيامده باشد.

پس حضرت كافور خادم خود را طلبيد و فرمود به سرعت حكيمه خواهرم را به نزد من بياور.چون حكيمه داخل شد حضرت فرمود: اين آن كنيز است كه مي گفتم.

حكيمه خاتون غرق در شادي دخترك را به آغوش گرفت و مدام نوازش مي كرد و رخسار مباركش را مي بوسيد.

پس حضرت خطاب به حكيمه فرمود: اي دختر رسول خدا ببر او را به خانه خود و واجبات و سنتها را به او بياموز زيرا او زن امام حسن عسكري و مادر صاحب الزمان (عج) است و به زودي زندگي مشتركشان را آغاز خواهند نمود.

درود خدا بر حضرت نرجس

مادر امام زمان (عج)

 

نوشته شده توسط حسین در شنبه 11 مهر1388 و ساعت 8:49 بعد از ظهر

اين روزها ...

اين روزها،
بيرق تو نشان شير و خورشيد دارد و بيرق من نقش الله، بيرق تو كجا و بيرق من كجا؟
آرمان تو سبوعيت است و آرمان من،... اصلا تو از پرچم عشق نشان چه مي فهمي؟
تو كه افتخارت دريوزگي است و قبله ات آمريكا و مقتدايت هوس هاي بي پايان.
آن روزها كه در خيابانهاي USA توله سگت را به گردش مي بردي و برق دلارهاي اجنبي دل و دينت را مي برد،
در وجب به وجب اين خاك، سروقامتي به زمين مي افتاد و خون سرخ لاله رويي آبروي اين سرزمين مي شد.
كودكان از ترس مي لرزيدند و مادران دردمندانه مي گريستند، پدران درهم مي شكستند و همسران در حسرت مي گداختند،
اما پرچم عشق نشان لحظه اي بر خاك نيفتاد.
اين روزها،
همه دين خود را به انقلاب و امام و شهيدان ادا كردند،
يكي گفت صدا و تصوير مرا پخش نكنيد، يكي گفت ديگر فيلم بازي نمي كنم، يكي گفت ديگر جايزه هاي شما را نمي گيرم،
يكي سبز به خودش بست، يكي سياهپوش شد،
يكي سينه سپر كرد و گفت: من اين انقلاب را به آتش مي كشم و حق خودم را از آن مي گيرم.
يكي گفت: براي حفظ نظام، انقلاب را بي آبرو مي كنم.
يكي قلم بدست گرفت و يكي كوكتل و يكي كلت...
نمي دانم، شايد اگر توپ و تانك داشتند روي صدام را هم سفيد مي كردند.
اين روزها،
انگليس و اسرائيل خط امامي شده اند براي مدعيان خط امام، خط مي دهند، نسخه مي پيچند، مصاحبه ترتيب مي دهند،
شعار مي سازند و ساعت الله اكبر تنظيم مي كنند و خلاصه، خط امام را حسابي خط خطي مي كنند.
به قول آقا، اين روزها، بسياري از خواص در امتحان مردود شدند.
يك خط امامي تندرو به گاردريل انقلاب كوبيد.
يكي از شاهراه ولايت خارج شد.
يكي در اتوبان رسالت چپ كرد.
آن يكي در يادگار امام كورس گذاشت.
ديگري در صادقيه ويراژ رفت.
يكي بسيج را دور زد، آن يكي آزادي را دنده عقب رفت.
ديگري در وحدت اسلامي خاموش كرد.
بعضي ها اما،... چراغ قرمز ولي عصر را هم رد كردند.
اين روزها،
جاي هيتلر و چنگيز و نرون خاليست، كه امروز به نامردان عالم نوبل مي دهند.
اين روزها،
كسي به كودك فلسطيني نوبل نمي دهد آخر صورت هاي معصوم فسفرسوخته شان صلح جهاني را به خطر مي اندازد و ضجه هاي مادرانشان آوازه حقوق بشر را خاموش مي كنند.
اين روزها،
آقاي اوباما، از دلنگراني هايش براي كودكان اسرائيلي مي گويد، اينكه از ترس موشك هاي حماس خواب راحت ندارند.
بسيار تاثرانگيز است، ولي چاره چيست؟ اين فلسطيني ها كه ول كن نيستند،
اما آقاي اوباما، شما كه مرد تغيير هستيد و با اسرائيل هم منافع مشترك داريد،
صهيونيست ها 06-05 سال ميهمان ناخوانده سرزمين فلسطين بودند، حالا شما يك ايالت به آنها بدهيد تا از شر اين فلسطيني ها راحت شوند، شما كه كشور قدرتمندي هستيد، يك ايالت كمتر يا بيشتر فرقي نمي كند،
حداقل كودكان صهيون در پناه امن شما به آرامش مي رسند
و دنيا به شايستگي شما براي رهبري دهكده جهاني ايمان خواهد آورد!
اين روزها،
همه جا پر از رنگ و رياست. دين محمد(ص) ملعبه دجاله هاست.
اسلام زخمي طالبان و القاعده و وهابي هاست.
سبز هم نيرنگ ديرپاي قرآن بر سر نيزه هاست.
هركس راهش از ديگري جداست.
نعوذ بالله هركس خودش يك پا خداست.
اين روزها،
علي اما تنهاي تنهاست.
سردار پرافتخار عشق و ايمان، دست بسته، غريب و خسته ميان خيل ياران،
زخمي تر از هميشه، دلواپس جمل و صفين و نهروان.
خونين دل و خار در چشم، آماج بغض ها و كينه هاست.
او تنها اميد گمشدگان در غبار فتنه هاست،
بر عهد خود استوار
رهبرم خامنه اي، فرزند شايسته روح خداست.
¤ خواهر شهيد و همسر جانباز 07درصد

 

نویسنده : مریم میرزایی

چاپ شده در روزنامه کیهان مورخ ۷/۷/۱۳۸۸

نوشته شده توسط حسین در سه شنبه 7 مهر1388 و ساعت 5:19 بعد از ظهر

متن كامل سخنراني رييس جمهور در مجمع عمومي سازمان ملل متحد

مرحبا بر رئيس جمهور با شهامت ايران

"بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي سيدنا و نبينا محمد و آله الطاهرين و صحبه المنتجبين
اللهم عجل لوليک الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه


جناب آقاي رئيس،
همکاران گرامي ،خانم ها و آقايان
خداي بزرگ را از اعطاي فرصت حضور مجدد در اين مجمع مهم جهاني سپاسگزارم. طي چهارسال گذشته از چالش هاي اصلي پيش روي جهان ، علل و عوامل ريشه اي بروز و پايداري آنها و ضرورت بازنگري در انديشه و عمل صاحبان قدرت و همچنين نياز به سازوکارهاي جديد با شما سخن گفتم .
از دو جريان متقابل که يکي بر اساس ترجيح منافع مادي خود بر ديگران ، با توسعه نابرابري و ستم ، فقر و محروميت ، تحقير انسانها ، تجاوز و اشغالگري و فريب کاري ، به دنبال تسلط بر جهان و تحميل اراده خود بر ملتهاست و در نتيجه نااميدي و آينده اي تاريک را در برابر بشريت ترسيم مي نمايد و ديگري که با ايمان به خداي يگانه و در پيروي از تعليمات انبياء الهي، با احترام به کرامت انسانها و با عشق به نوع بشر ، در صدد برپايي جهاني سرشار از امنيت ، آزادي ، رفاه و صلح پايدار مبتني بر عدالت و معنويت براي همگان است.
جرياني که به تک تک انسانها و ملت ها و فرهنگ هاي ارزشمند بومي، ملي و انساني احترام مي گذارد، خواستار نفي تبعيض از جهان و برابري همه در برابر قانون مبتني بر عدالت و برادري، در استفاده از امکانات، فرصتهاي علم آموزي، کمال انساني و پيشرفت است و آينده اي اميد بخش را ترسيم مي کند.
از ضرورت تغيير بنيادين در نوع نگاه به جهان و انسان و لزوم برپايي نظامات عادلانه و انساني جديد براي ساختن فردايي روشن سخن گفتم .

دوستان و همکاران؛
امروز و در ادامه ، درباره ابعاد تحول و تغييراتي که بايد به وجود آيد نکاتي را به عرض شما خواهم رساند .

نکته اول؛
بسيار روشن است که ادامه وضع موجود حاکم بر جهان ممکن نيست . شرايط يک جانبه و نامطلوب فعلي، بر خلاف فطرت انسان و در نقطه مقابل هدف از خلقت جهان و انسان است .
ديگر نمي شود با ايجاد دارايي هاي کاذب کاغذي، معادل دهها هزار ميليارد دلار ثروت غير واقعي را به اقتصاد جهان تزريق کرد و با ايجاد کسري بودجه هاي شديد،تورم و مشکلات اقتصادي و اجتماعي را به ديگران منتقل کرده و ثروت ديگران را به اقتصاد برخي دولتهاي خاص منتقل نمود .
ماشين اقتصاد سرمايه داري لجام گسيخته با تنظيمات ناعادلانه به پايان راه رسيده و از کار افتاده است و اين معادله يک سويه قابل دوام نيست.
دوران تحميل انديشه سرمايه داريِ بي عاطفه و تحميل سليقه و علاقه يک گروه خاص بر جامعه جهاني ،توسعه سلطه بر جهان به نام جهاني سازي و عصرِ برپايي امپراطوريها به پايان رسيده است .
دوران تحقير ملتها و اعمال سياستهاي دوگانه و معيارهاي چندگانه سپري شده است .
اينکه تحقق نتايج دلخواه برخي دولت ها ، تنها ملاک بود و نبودِ آزادي و دموکراسي باشد و تحت لواي آزادي، زشت ترين روش هاي فريب و تهديد ، دموکراتيک جلوه داده شده و ديکتاتور مآب ها، دموکرات به حساب آيند، قبيح و فاقد مشروعيت است .
ديگر زمان آن گذشته است که عده اي خود ، دموکراسي و آزادي را تعريف کنند ، خود معيار آن باشند و در حالي که خود، اول ناقض آن هستند ، در موضع قاضي و مجري نيز قرار گيرند و با دولتهاي متکي بر مردمسالاري حقيقي مبارزه کنند .
گسترش آزادي هاي جهاني و بيداري ملت ها ديگر اجازه اين مشرب ناصواب را نمي دهد و به همين دلايل است که اغلب ملت ها و من جمله مردم امريکا در انتظار تغييرات گسترده، عميق و واقعي هستند و از شعار تغيير استقبال کردند و مي کنند .
چه کسي تصور مي کند ادامه اعمال سياست هاي غير انساني در فلسطين امکان پذير باشد ؟
اينکه ملتي را بر خلاف همه معيارهاي انساني با زور سلاح و با تبليغات فريبنده بيش از 60 سال از خانه خود برانند ، با روش هاي ضد بشري و موشک و حتي تسليحات ممنوعه بر او بتازند و در مقابل ،حق دفاع مشروع را نيز از او سلب کنند و عجيب تر آنکه در برابر نگاه بهت زده جهانيان ، متجاوزان و اشغالگران را "صلح طلب" و "صاحب حق" و مردم تحت ستم را "تروريست" بنامند .
چگونه ممکن است جنايات عده اي اشغالگر عليه کودکان و زنان بي دفاع و تخريب خانه ها و مزارع و مدارس و بيمارستانها مورد حمايت کامل و بي قيد و شرط برخي دولت ها قرار گيرد و مردان و زنان مظلوم به جرم دفاع از خانه و وطن خود تحت سنگين ترين محاصره ها و تحريم هاي غذايي و آب و دارو و مورد نسل کشي قرار گيرند .
حتي از بازسازي اماکن آنان که در تهاجم وحشيانه 22 روزه صهيونيست ها تخريب شده است ، آنهم در آستانه زمستان، جلوگيري شود و همزمان متجاوزان و حاميان آنان شعار دفاع از حقوق بشر سرداده و ديگران را به اين بهانه تحت فشار قرار دهند .
ديگر قابل قبول نيست که يک اقليت محض با يک شبکه پيچيده با طراحي غير انساني ،بر اقتصاد و سياست و فرهنگ بخش هاي مهمي از جهان حاکم شود ، برده داري نوين راه اندازي کند و تمام حيثيت ملتها حتي ملتهاي اروپا و امريکا را قرباني مطامع نژادپرستانه خود کند.
پذيرفتني نيست که عده اي از چند هزار کيلومتر دورتر در منطقه خاورميانه دخالت نظامي کنند و کشتار، جنگ، ترور، تهديد و تجاوز را به همراه آورند ولي حساسيت ملتهاي منطقه به سرنوشت و امنيت ملي خود و فرياد اعتراض آنان به بي عدالتي ها و تجاوزها و حمايت آنان از هموطنان و هم کيشان مظلوم شان را ضديت با صلح و دخالت در امور ديگران بنامند. وضع عراق و افغانستان را ببينيد .
ديگر نمي شود با شعار مبارزه با تروريسم و مواد مخدر سرزميني تحت سلطه نظامي قرار گيرد ولي توليد مواد مخدر در آن چند برابر شود، دامنه تروريسم چند برابر شود و هزاران نفر از مردم بيگناه کشته و زخمي و آواره شوند، تاسيسات زيربنايي نابود گردد ، امنيت منطقه اي تحت مخاطره قرار گيرد و عاملان اصلي اين فجايع دائما ديگران را متهم کنند .
نمي شود شعار دوستي و همراهي با ملتها سر داد و همزمان پايگاههاي نظامي را در مناطق جهان از جمله آمريکاي لاتين توسعه داد .
اين وضعيت قابل ادامه نيست . ديگر نمي توان سياست هاي توسعه طلبانه و ضد انساني را با منطق نظامي گري به پيش برد، منطق زور و تهديد عواقب وخيم تري را به دنبال داشته و بر مشکلات موجود به شدت مي افزايد .
غير قابل قبول است که هزينه نظامي برخي از دولتها چند برابر هزينه نظامي کل دولتهاي جهان باشد، سالانه صدها ميليارد دلار سلاح صادر کنند، سلاح شيميايي و بيولوژيکي و اتمي انبار کنند، در نقاط مختلف دنيا پايگاه و نيروي نظامي داشته باشند و در همين حال ديگران را متهم به نظامي گري کنند و با سوء استفاده از امکانات جهاني و با شعار دروغين مقابله با گسترش تسليحات، مانع از پيشرفت علمي ساير ملتها شوند .
قابل قبول نيست که سازمان ملل و شوراي امنيت که بايد نماينده همه ملتها و دولت ها باشند و تصميم گيري در آن براساس مردمي ترين و دموکراتيک ترين شيوه ها باشد تحت سلطه چند دولت و در خدمت منافع و خواست آنها باشد .
اصولاً در دنيايي که انديشه و فرهنگ و افکار عمومي عامل تعيين کننده است ، ادامه اين وضع ناممکن و تحول اساسي يک ضرورت غير قابل اجتناب است .

نکته دوم؛
تغيير و تحول بايد هم در حيطه نظري و هم از حيث عملي در ساختارها و روش ها به صورتي اساسي و بنيادين صورت گيرد.
ممکن نيست با مباني فکري و سازوکارهايي که خود مسبب و عامل اصلي همه مشکلات جامعه بشري بوده اند، وضعيت را متحول و دنياي مطلوب را برپاکرد .
انديشه ليبراليستي و سرمايه داري سلطه گر که انسان را از اخلاق و آسمان جدا مي کند ، نه تنها سعادت را به ارمغان نمي آورد بلکه خود عامل بدبختي ها و از جمله جنگ ها و فقرها و محروميت هاست .
همگان شاهد بودند که چگونه ساختارهاي يکسويه اقتصادي تحت اشراف جهت گيريهاي سياسي، منافع ملتها را به پاي عده اي سرمايه دار بي اخلاق بر باد داد . اين ساختارها نمي توانند اصلاح کننده اوضاع باشند .
ساختارهاي سياسي و اقتصاديِ پس از جنگ جهاني دوم که برآمده از نيات سلطه بر جهان هستند نتوانستند تامين کننده عدالت و امنيت پايدار باشند .
حاکماني که قلب آنان به عشق انسانها نمي تپد و در وجود خود انديشه عدالت را قرباني کرده اند هرگز نمي توانند صلح و دوستي را به بشر هديه کنند.
به لطف خدا همچنان که مارکسيسم به تاريخ پيوست، سرمايه داريِ توسعه طلب نيز به تاريخ سپرده خواهد شد زيرا بر اساس سنت الهي که قرآن کريم از آن به مثابه يک اصل ياد مي کند باطل چون کفِ رويِ آب رفتني است و تنها آنچه به نفع جامعه بشري است ماندگار خواهد بود .
بايد همگان مراقب باشند که اهداف استعماري، تبعيض آلود و غير انساني صرفاً با تغيير شعار و با بسته بندي هاي جديد دنبال نشود .
جهان نيازمند تغييرات بنيادين است و همه بايد کمک و همکاري کنند که اين تغييرات در مسير درست اتفاق بيفتد تا در پرتو آن هيچ کس و هيچ دولتي خود را مستثني از تغيير و برتر از ديگران نشمارد و با ادعاي رهبري جهاني، به دنبال تحميل خود بر ديگران نباشد .

نکته سوم ؛
رمز و راز اصلي همه مشکلات جامعه جهاني، دورشدن عده اي از حاکمان از اخلاق ، ارزش هاي انساني و تعليمات انبياء الهي است .
متاسفانه در بسياري از مناسبات اصلي جهاني، عشق و فداکاري براي نجات و سعادت ديگران و پافشاري بر عدالت و کرامت انساني، جاي خود را به خودخواهي، زياده طلبيِ سيري ناپذير و لذت جويي فردي بي انتها سپرده است .
يکتاپرستي جاي خود را به خودپرستي داده است برخي خود را به جاي خدا نشانده اند و بدون کسب صلاحيت هاي انساني اصرار دارند طرز تلقي و خواسته خود را برجهان تحميل کنند .
دروغ به جاي راستي ، دورويي به جاي صداقت، خودخواهي بجاي فداکاري نشسته است . فريبکاري در تعاملات ، درايت و سياستمداري نام گرفته است و چپاول ثروت ديگران به نام عمران و توسعه، اشغالِ سرزمين ملتها به نام اهداي آزادي و دموکراسي و سرکوب ملتهاي بي دفاع به نام دفاع از حقوق بشر رايج شده است .

دوستان و همکاران؛
حل مشکلات جهاني و برپايي عدالت و صلح جز با عزم عمومي و همراهي همه ملتها و دولت ها غير ممکن است. دوران قطب بندي هاي ناشي از نظام سلطه گري و حکومت چند دولت برجهان به پايان رسيده است .
امروز بايد با يک تعهد جمعي، در برابر وضع موجود قيام کنيم ، تغيير و تحول را جدي بگيريم و در يک مشارکت و مجاهدت عمومي تلاش کنيم تا همگي به ارزش هاي اخلاقي و انساني و فطري رجعت نمائيم .
پيامبران الهي و صالحان آمده اند تا حقيقت انساني و مسئوليت هاي فردي و اجتماعي انسان را در برابرش قرار دهند .
پاکي، ايمان زلال به خداي يکتا و به حساب و کتاب اخروي و به اجراي عدالت در دوجهان، جستجوي سعادت حقيقي در سعادت ديگران و رفاه و امنيت در رفاه و امنيت ديگران ، احترام به نوع انسان و تلاش براي توسعه محبت و مهر به جاي کينه ورزي و خودخواهي و ترويج خدمت به ديگران به جاي تسلط بر آنان در رأس تعليمات انبياء الهي از آدم تا نوح و از نوح تا ابراهيم و موسي و عيسي و رسول خاتم حضرت محمد صلوات الله و سلامهُ عليهم بوده است .
همه آنها آمده اند کاري کنند که جنگ نباشد، تبعيض و فقر ريشه کن شود ، جهل نابود گردد و خوشبختي بر تمام انسانها و جوامع حاکم شود . آنان بهترين هداياي الهي بر بشريتند .
اگر انديشة انتظارِ حاکميت خوبي ها و حکومت صالح ، به انديشه اي همگاني تبديل شود و دست در دست هم براي سعادت کل جهان تلاش کنيم، آنگاه اميد به اصلاح، واقعي تر و روزافزون مي شود.

نکته چهارم؛
به نظر اينجانب چند دستور کار مهم پيش روي همه ما است و دبيرکل و مجمع عمومي سازمان ملل مي توانند بر اساس آن اقدامات لازم را برنامه ريزي کنند و در اين مسير پيشگام باشند؛
1- اصلاح ساختار سازمان ملل و تبديل آن به يک سازمان روزآمد و کاملا مردمي، بيطرف، آزاد، عادل و موثر در مناسبات جهاني، اصلاح ساختار شوراي امنيت، سلب امتياز ويژه تبعيض آلود وتو، اعطاي فوري و کامل حقوق مردم فلسطين بابرگزاري همه پرسي آزاد و زمينه سازي زندگاني مسالمت آميز مسلمانان و مسيحيان و يهوديان فلسطيني و قطع دخالت ها در امور عراق و افغانستان، خاورميانه و مردم افريقا و آمريکاي لاتين و آسيا و اروپا.
حکومت با کفر باقي مي ماند اما با ظلم هرگز، اين کلام پيامبر الهي حضرت محمد(ص) است. ظلم و نقض حقوق انسانها ،در فلسطين نظير استمرار آواره کردن عده ديگري از صاحبان اصلي سرزمين فلسطين که در بيت‌المقدس ساکن بودند و تخريب منازل توسط اشغالگران قدس، در افغانستان و پاکستان از طريق بمبارانهاي هوايي، در زندان گوانتامو که متأسفانه هنوز تعطيل نشده است و زندانهاي مخفي در اروپا، ادامه دارد.
ادامه وضع حاضر، موجب تشديد کدورت ها و خشونتها مي شود. بايد جلوي ظلم و تجاوز گرفته شود. متأسفانه گزارشات رسمي مربوط به اقدامات رژيم صهيونيستي در نوار غزه به طور کامل منتشر نشده است. دبيرکل محترم و سازمان ملل در اين موارد وظايف سنگيني بر دوش دارند که بايد دنبال شود. جامعه جهاني بي صبرانه منتظر مجازات عادلانه متجاوزان به غزه و قاتلان مردم بي دفاع آن است.
2 -اصلاح ساختارهاي اقتصادي و برپايي مناسبات اقتصادي اخلاقي و انساني در جهان به نحوي که در خدمت کمال انسانها و مبتني بر عدالت واقعي باشد . مناسبات اقتصادي که استعداد و توان ملتها را شکوفا کند و رفاه را به همگان هديه و زندگي نسلهاي آينده را نيز تضمين نمايد.
3- اصلاح مناسبات سياسي بين المللي، بنانهادن روابط برپايه صلح و دوستي پايدار، ريشه کني مسابقات تسليحاتي و سياسي خانمان برانداز و خلع سلاح اتمي، شيميايي و بيولوژيکي و زمينه سازي براي استفاده همگاني از فنآوريهاي پيشرفته و صلح آميز در جهت پيشرفت بشري.
4 -اصلاح ساختارهاي فرهنگي، احترام به آداب و سنتهاي بومي ملتها، ترويج اخلاق و معنويت و تقويت ارکان خانواده گرم ، پايدار و خوشبخت به عنوان ستون فقرات جامعه سعادتمند.
5-اهتمام عمومي به صيانت از محيط زيستِ انساني و رعايت قوانين و مقررات جهاني جهت جلوگيري از انهدام ذخاير تجديد ناپذير طبيعت.

نکته پنجم؛
اينک که ملت ايران با پشت سرگذاشتن انتخاباتي بسيار با شکوه و کاملاً آزاد فصل نويني را براي شکوفايي ملي و تعاملات گسترده تر جهاني رقم زده و با رأي قاطع، بار سنگين مسئوليت را بر دوش اينجانب نهاده اند ،
اعلام مي کنم که ملت بزرگ و تمدن ساز و نظام جمهوري اسلامي ايران به عنوان يکي از مردمي ترين حکومتهاي مترقي جهان آماده اند تا با استفاده از همه ظرفيت هاي فرهنگي ، سياسي و اقتصادي خود و برپايه راه حل هاي انساني در يک برنامه عادلانه و احترام آميز جمعي، براي رفع نگرانيها و چالش هاي جامعه بشري مشارکت فعال و تاثير گذار داشته باشد .
ملت فرهنگ ساز ايران خود از بزرگترين قربانيان تروريسم کور بوده و در دهه اول انقلاب سي ساله خود گسترده ترين هجوم نظامي تجاوز کارانه به سرزمين خود را مظلومانه دفع کرده است . ملت ما همواره مورد بغض و بي مهري کساني قرار گرفته است که روزي با همه توان از تجاوز صدام به خاکش و استفاده صدام از سلاح شيميايي، حمايت و روزي ديگر به بهانه دفع شر همان صدام، به عراق لشکرکشي کردند.
اين ملت خواستار برپايي دنيايي پر از زيبايي و مهرورزي براي آحاد ملتها و انسانهاست و اعلام مي نمايد که ضمن دفاع قدرتمندانه از حقوق مشروع و قانوني خود، پاسدار صلح و امنيت پايدار براي همه ملتها بر اساس عدالت، معنويت و کرامت انساني است .
ملت ما آماده است براي تحقق اين اهداف همه دستهايي را که با صداقت دراز مي شوند به گرمي بفشارد . هيچ ملتي در طي اين مسير کمال ، خود را بي نياز از تغيير و اصلاح نمي داند؛ما از تغييرات واقعي و انساني استقبال مي‌کنيم و آماده مشارکت فعال در اصلاحات بنيادينِ جهاني هستيم .
بر همين اساس تاکيد مي نمايد که :
تنها راه نجات، برگشت به توحيد و عدالت است و اين بزرگترين اميد و فرصت در همه عصرها و نسلهاست. بدون ايمان به خداوند و تعهد به اجراي عدالت و مقابله با بي عدالتي و تبعيض ، نظامِ عالم، سامان پيدا نخواهد کرد .
انسان محور نظام هستي است . وجه ممتاز انسان، انسانيت اوست . همان حقيقتي که خواستار عدالت، پاکي و عشق و علم و معرفت و همه کمالات ديگر است. اين ارزشهاي انساني بايد حمايت و فرصت دست يابي به آنها، براي آحاد انسانها فراهم شود . حذف هر يک از آنها حذف بُعدي از ابعاد انساني است. اينها عناصر مشترکي است که همه جوامع بشري را به هم پيوند مي زند و اساس صلح و امنيت و دوستي را تشکيل ميدهد.
اديان الهي به همه ابعاد زندگي بشر از جمله خداپرستي، اخلاق، عدالت، مبارزه با ظلم، کوشش براي برقراري حکومت هاي عادل و صالح توجه کرده اند . حضرت ابراهيم منادي توحيد در برابر نمرود، حضرت موسي عليه السلام در برابر فرعون و حضرت عيسي و حضرت محمد صلوات اله و سلامه عليهما در برابر ظالمان زمان خود ايستادند تا آنجا که تهديد به مرگ شدند و از سرزمين خود آواره گشتند. بدون ايستادگي و اعتراض، بي عدالتي ها، از جهان برچيده نخواهد شد.

نکته آخر؛

همکاران و دوستان عزيز ؛
جهان در حال تغيير و تحول است . سرنوشت وعده داده شده الهي براي بشر، برپايي حيات طيبه انساني است . دوراني خواهد آمد که عدالت همه گير و جهان شمول مي شود و تک تک انسانها محترم و عزيز شمرده مي شوند . آنگاه است که راه کمال معنوي انسان گشوده و سير او به سوي خدايي شدن و تجلي اسماء الهي محقق مي شود . انسان بايد به نقطه اي برسد که نماد "علم و حکمت"، "رحمت و رأفت"، "قسط و عدالت"، "قدرت و خلاقيت" و "بخشش و لطف" خداوند باشد .
اينها همه در سايه حاکميت انسان کامل، آخرين ذخيره خداوند، فرزندي از نسل پيامبر گرامي اسلام يعني حضرت مهدي (عليه السلام) محقق خواهد شد که خواهد آمد و حضرت مسيح ابن مريم (عليهما السلام ) و انسانهاي صالح ديگر نيز او را در اين ماموريت بزرگ جهاني همراهي خواهند فرمود و اين همان انديشه انتظار است . انتظار حاکميت خوبي ها و حکومت صالح که انديشه جهاني و فطري و مايه اميد ملتها به اصلاح جهان است .
آنها خواهند آمد و با کمک انسانهاي مومن و صالح، همه آرزوهاي تاريخي بشر براي آزادي، کمال، رشد، امنيت و آرامش، صلح و زيبايي را به همراه خواهند آورد . خواهند آمد تا بساط جنگ و تجاوز را برچينند و همه علم و معنويت و دوستي را به جهان هديه کنند .
آري آري، آينده روشن بشريت در راه است .
دوستان، بياييد در انتظار آن دوران زيبا و در تعهدي جمعي، سهمي مناسب در فراهم کردن بستر ها و مقدمات براي ساختن اين آينده برعهده بگيريم . زنده باد عشق و معنويت ، زنده باد صلح و امنيت ، زنده باد عدالت و آزادي.
از همه شما متشکرم.
والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته"

نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه 2 مهر1388 و ساعت 5:0 بعد از ظهر

جواب دندان شكن

ابتكار احمدي‌نژاد در پاسخ به تناقض غرب درباره "مروه الشربيني " و "ندا آْقاسلطان

سلام بر شهيده حجاب

خبرگزاري فارس: رئيس‌جمهوري اسلامي ايران در پاسخ به سوال خبرنگار آمريكايي درباره ندا آقاسلطان، با نشان دادن عكسي، تناقض رفتاري غرب را برملا كرد.

به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري فارس به نيويورك، در جريان مصاحبه خبرنگار شبكه سي بي اس آمريكا با رئيس‌جمهور كشورمان، اين خبرنگار درباره كشته شدن افرادي در ايران در حوادث پس از انتخابات از جمله ندا آقاسلطان سوالي را مطرح كرد.
احمدي‌نژاد پس از شنيدن اين سوال، عكسي از مروه الشربيني شهيده حجاب را به اين خبرنگار و دوربين نشان داد و گفت: شما اين عكس را مي شناسيد؛ وي دو ماه قبل وقتي از مردي كه او را مورد تعرض قرارداده بود به دادگاه آلمان شكايت كرد در همان دادگاه توسط خود متهم با ضربات متعدد چاقو به شهادت رسيد.
احمدي‌نژاد افزود: خبر اين حادثه ده روز از افكار عمومي مخفي ماند و قبل از كشته شدن خانم ندا آقاسلطان بوده است. چرا اين حادثه در رسانه هاي غربي انعكاس نيافت؟
رئيس‌جمهوري اسلامي ايران درباره كشته شدن نداآقاسلطان گفت: اگر در ايران تخلفي از سوي مأمورين اتفاق افتاده باشد با آن برخورد مي‌شود و دستگاه قضايي در ايران تحت شرايط سياسي تصميم نمي گيرد.

نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه 2 مهر1388 و ساعت 4:54 بعد از ظهر

حجت الاسلام والمسلمين قرائتي

حجت الاسلام والمسلمين قرائتي :
شعار "نه غزه نه لبنان " به معناي "نه " گفتن به قرآن است

خبرگزاري فارس: رئيس ستاد اقامه نماز كشور اظهار داشت: يك عده‌اي شعار داده‌اند كه "نه غزه نه لبنان، جانم فداي ايران "، اگر اينطور است پس نمازتان را هم تغيير بدهيد و بگوييد "السلام علينا و علي ايرانيان " ؛ "نه غزه نه لبنان " مي‌داني يعني چه؟ يعني "نه قرآن ".

قرائتي

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، حجت الاسلام والمسلمين محسن قرائتي رئيس ستاد اقامه نماز كشور كه در يك برنامه تلويزيوني به مناسبت عيدفطر سخن مي‌گفت، پس از اشاره به اهميت قرآن و تأثيرات روزه‌داري و تعبد، در بخشي از سخنان خود به ثواب زيارت امام رضا(ع) اشاره كرد و گفت: عده‌اي امامت امام رضا(ع) را در زمان ايشان قبول نكردند كه نامشان "واقفيه " شد. چرا كه امام هفتم نمايندگان در برخي شهرها داشت كه خمس و زكات و سهم امام را جمع كرده بودند و چون پس از شهادت امام هفتم بايد اين‌ها را تحويل امام هشتم مي‌دادند مدعي شدند كه امام هشتم وجود ندارد تا پول‌ها را براي خود نگه دارند.
وي افزود: مواظب باشيم در جمهوري اسلامي، ما "واقفيه " نباشيم كه امام خميني را قبول داشته باشيم اما بعد از امام خميني نسبت به ولي فقيه كمرنگ بشويم؛ آنهايي كه امام خميني را قبول دارند و بعد از آن رهبر مجتهد عادل را قبول ندارند اگر تجديدنظر نكنند نگرانم كه سر از "واقفيه " در بياورند.
قرائتي ادامه داد:‌ بعضي‌وقت‌ها مي‌گويند اين فتواي مرجع را قبول ندارم آن يكي را قبول ندارم يا مي‌گويند نماز را قبول دارم و خمس را قبول ندارم يا روزه را قبول دارم اما حجاب را قبول ندارم؛ درحالي كه بايد مجموعه قرآن را يكجا پذيرفت و اگر امامت هست بايد 12 امامي باشيم نه اينكه "واقفيه " باشيم.
وي با بيان اينكه ممكن است انسان‌ها خيلي زود از خط اصلي دور شوند اظهار داشت: به من گفتند يك عده‌اي شعار داده‌اند كه "نه غزه نه لبنان، جانم فداي ايران "، اگر اينطور است پس نمازتان را هم تغيير بدهيد و بگوييد "السلام علينا و علي ايرانيان " درحالي كه بايد بگوييم "و علي عباد‌الله صالحين " يعني هرجا بنده صالحي هست بايد كمك كنيم.
اين استاد قرآن تصريح كرد: قرآن مي‌گويد كه يك هشتم زكات براي "مؤلفة قلوبهم " است و مي‌گويد اين را حتي به كافر هم بدهيد تا به شما علاقمند شود، چه برسد به مسلمان.
وي با بيان اينكه من براي كار سياسي اين حرف‌ها را نمي‌گويم بلكه به عنوان معلم قرآن حرف مي‌زنم گفت: ما بايد از مظلوم دفاع كنيم حتي اگر مشرك باشد؛ قرآن مي‌فرمايد زمان قيامت مي‌پرسند به چه گناهي اين دختر را زنده بگور كرديد؟ به اين نكته توجه كنيد كه مسلمانان دختر را زنده بگور نمي‌كردند بلكه مشركان در صدر اسلام دختر را ننگ مي‌دانستند و زنده‌ بگور مي‌كردند.
قرائتي تصريح كرد:‌ قرآن حتي براي دختر مشرك هم غصه مي‌خورد و حالا ما مسلمان هستيم، "نه غزه نه لبنان " مي‌داني يعني چه؟ يعني "نه قرآن "؛ ما بايد حركتي بكنيم كه به غيرت عرب‌ها بر بخورد و مدعيان حقوق بشر رسوا شوند كه هيچ كاري براي مسلمانان غزه نكردند.
وي با طرح اين سئوال كه با آن شعارها چه كساني دلخوش شده‌اند اظهار داشت: ما ايران را دوست داريم اما ايران پرست نيستيم. حب وطن خوب است اما پرستش وطن شرك است؛ ما نه پدر مي‌پرستيم، نه آيت‌الله، نه حزب، نه سياست، نه عمامه، نه لباس و نه كت و شلواري، ما فقط خداپرست هستيم و وطنمان را هم دوست داريم.
اين استاد قرآن تصريح كرد: ما به ايران عشق مي‌ورزيم و به ايراني بودن خود افتخار مي‌كنيم و از كشورمان هم دفاع مي‌كنيم اما نه اينكه حالا چون ايراني هستيم شعارهايي بدهيم كه ضد قرآن باشد؛ مگر ما در ماه رمضان دعا نخوانديم كه "اللهم اغن كل فقير "؟ و بعد در جمعه آخر ماه رمضان 5 نفر يا 100 نفر يا هزار نفر و يا 20 هزار نفر يا هرچقدر ديگر بيايند و بگويند فقط ايران؟ پس دعاهايي كه خوانديم دروغ بود؟
قرائتي خطاب به كساني كه اينگونه شعارها را سر داده‌اند اظهار داشت: شعارهايتان را از يك اسلام شناس بپرسيد و حواستان باشد دنبال موجي نرويم كه بعدا در قيامت جوابي براي آن نداشته باشيم؛ مراقب باشيم آب به آسياب دشمن نريزيم.

نوشته شده در سايت خبري فارس

                         http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806310395

نوشته شده توسط حسین در سه شنبه 31 شهریور1388 و ساعت 2:2 بعد از ظهر

: درباره وبلاگ :

به نام خدای جاده های غربت و چشمان منتظر. این وبلاگ محل درج دست نوشته های مذهبی است که مدیریت آن کاملا شخصی است. امیدوارم مورد رضایت اهل بیت قرار بگیرد و شما مخاطبین عزیز هم بهره کافی را ببرید.

: منوی اصلي :

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب

: آرشيو :

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386

: آرشیو موضوعی :

دست نوشته های مذهبی
تصاویر مذهبی

: پيوندها :

ستاد حمايت از دكتر محمود احمدي نژاد
حجاب
گل نرگس
محمود فرشچیان
محفل سوختگان
عبدالجبار کاکائی
یا ثارالله
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
خاطرات باور نکردنی یک حاج آقا
خرابه شام
فاطمیون
پروانه سوخته
عشق سوخته
اسلام حقیقی
رقص گلها
پایگاه المهدی
برای او
شاه خراسان
اللهم العن الجبت والطاغوت
نسيم بوانات
اینجا همه چیز جدیست
بيا مهدي شب هجران سحر كن
يا ابا صالح المهدي ادركني
شرح فراق
:: سرباز امام زمان ::

: پیوندهای روزانه :

سایت ریاست جمهوری
دایرکتوری وبلاگهای قرآنی
دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری
یادداشت های شخصی دکتر احمدی نژاد
هیئت مجبان فاطمه (س) رزمندگان غرب تهران
هیئت رزمندگان شمیرانات
حاج سعید حدادیان
تمام پیوندها

: آمار وبلاگ :

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

: طراح قالب :


Sarbaze Imam Zaman

منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com
آن سفر کرده که صد غافله دل هم ره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً